X
تبلیغات
جاشک - "فرهنگی و بومی عزیز سلام.............

جاشک

"فرهنگی و بومی عزیز سلام.............

بیش از یک ماه است که در هیچ زمینه ای قلم نزدم و بعبارتی هیچ مکتوبه ای ننوشته ام!در واقع نوشتن هم حال و هوای خود را دارد...دعدعه های انتخاباتی ، نگرانیهای اطراف و اکناف،افزایش قیمتها؛تورم،گرانی،خانواده و روزگاری که برخوردار و متکدی و فقیر از آن مینالند مانع از نفس کشیدن میشود چه رسد نوشتن!نوشتن هم دل خوشی میخواهد و در ناخوش زیستن چه میتوان نوشت و از چه میتوان گفت و یا درد و دل کرد!اینبار تصمیمیم گرفتم که چند خطی به تفکیک مناسبتهایی که میاید و میرود بنگارم،از بهار پیشرویمان و آز 1391آرزو برای همه هم وطنایمان در ایران و در جاجای این کره آبی و از انتخاباتی که مردم مکران و بنگلان و جاشک و سیریک و بشاگرد محشر کردند،مردمی که با رایشان ثابت نمودند که با هیچ احدی نه در کسوت آخوند،نه سید و نه دکتر و مهندس عهد اخوت نسبته اند و صندلی نوکری مردم میراث آنان نیست،ثابت کردند دوران پوپولیستی و عوامگرایی بسرآمده و هریک از مردم مکران از غربی ترین نقطه آن تا شرقی ترینشان درخانه های حصیری و محقرشان در نوگینو گیشدان،ملاک و معیارشان همانا نماینده ای است که برنامه دارد،نماینده ای شایسته تکیه زدن به کرسی سبزرنگ مجلس است که توان جذب و تخصصیص اعتبارات برای ساختن حداقل زیربنا را برای آنان را دارد،نماینده ای که علم برنامه ریزی و بودجه را بعنوان ابتدایی ترین درس نوکری به این ملت و ملک را نیک خوانده است،آنان ثابت کردند که بوسیدن دستان خود را در مجالس ختم و فاتح از نماینده طلب نخواهند کرد و آینگونه رفتارها را جز عوام فریبی چیزی دیگری نمیدانند! بگذریم قرار ه در وقتی دیگر از انتخاباتی بنویسیم که پیروز آن میدان ملت و رهبری بود! و ار نوروزی که یادگار ما ایرانیان..............
و اما نیک به این کامنت یا نظر تامل نمایید:

دوشنبه 22 اسفند1390 ساعت: 10:6     توسط:فرهنگی جاسکی
با سلام خدمت آقای مهندس عزیز:بنده یک فرهنگی بومی هستم از جتابعالی به عنوان یک فرد با سواد جاسکی خواهش میکنم در مورد اوضاع بد آموزش وپرورش شهرستان جاسک مطالبی رو بنویسید.
بعد از رفتن آقای .....اسطوره آموزش وپرورش وآمدن ......باعث وبانی خرابی ونابودی آموزش وپرورش جاسک، هم اکنون ...... که برای اولین بار است که پست ریاست رو عهده دار شده با بی تجربگی ویا از روی عمد تیشه به ریشه نیروهای بومی زده وبه قول معروف با پنبه سر می بره .با کمک ..... کسی که اگه در جای به غیر از جاسک محل خدمتش بود افساار الاغ هم دستش نمیدادن دست به یکی کردن ونقشه هاشون رو پیش میبرن وزمینه نابودی نسل آینده جاسک یعنی فرزندان تو ومن وما رو ...
پس بر ماست که نسبت به اوضاع این اداره مهم توجه بیشتری کنیم .تحلیل خودتون رو در این خصوص بیان فرماید.....
..........................................................................................................................................
قدر مسلم قابل تامل است،هرچند برای من شیلاتی باکارکردی تولیدی و خدماتی با نهادی از جنس ترویجی،تحلیل چنین موضوعی شاید به زعم خیلیها هیچ گونه سنخیتی نداشته باشد و سختتر و غامضتر از سایر نهادهاست ولی تا آنجا که سوادم قد میداد سعی کردم در کسوت یک فرهنگی که سالهای متمادی پیش بعنوان یک فرهنگی وظیفه!انجام وظیفه میکردم قیاس کنم آنچه را که بر فرهنگ ما میرود و آر آن بیخبریم.....................
اینجا مخاطبم آن فرهنگی بومی عزیز ی است که ظاهرا دل خونی از امثال آقای...ج...دارد واگر این مطلب را تسری و تعمیم دهم،مخاطبانم همه فرهنگیان و فرهنگ دوستانی است که فرهنگ را فر ایزدی و فر،هنج کشیدن علم و ادب و توامان قدرت تعبیر میکنند،که سالهاست وقتی نیک تعمق مینمایم در بحث کارکردهای نهادهای اجتماعی ،متوجه شده ام که نهادهای گوناگون برای انجام وظیفه اصلی ترین کارکردهای خود را رها کرده و به امور دیگری مشغولند،بطوریکه نهادهای ارتباطی کارکرد سیاسی دارد،نهادهای سیاسی درس اخلاق میدهند و نهاد دین به تجارت و نهادهای نظامی به امور اقتصادی مشغولند و از سویی نهاد خانواده که کارکردی کنترلی دارد به آموزشی و نهاد آموزش ما کارکرد کنترلی بخود گرفته و قس علی هذا..............
در همه جوامع عقل گرا نهاد آموزش و پرورش بعنوان محور توسعه مطرح است که همانا نیروی انسانی متخصص است نهادی که میتواند جایگزین و آلترناتیو مناسبی برای همه منابع طبیعی باشد که روزی تمام شدنی است!
و اما آموزش ما:بعد از رفتن جناب آقای فلاح نهاد آموزشی ما دستخوش تغییراتی شد که از کارکرد اصلی و زیربنایی خود فاصله گرفت بطوریکه بجای هم افزایی،تعامل،و یا اختلاف سلایقی که برای پویایی میانجامید و پیشرفت،تنها به میدان بدرکردن خود اندیشیدند و همه پتانسیل،ظرفیت و انرزی خود را مصروف اینگونه اموری نمودند که دود آن به چشم فرهنگ و عزیزان و آینده گانمان خواهد رفت.
تنها راه برون رفت از این معضل توجه به قابلیت های فردی افراد است،قابلیتی که میتواند در روند هم افزایی،تعامل و پیشرفت نقش مهم و اساسی ایفا کند تا بتوانیم به کارکرد اصلی این نهاد که همانا آموزشی و محور توسع ای شهرستان است دست پیدا کنیم."
""در این خصوص بیشتر خواهم نوشت"..ادامه دارد"
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 12:57 بعد از ظهر  توسط حسین آتش زبان  |